سه شنبه بیستم فروردین 1387
من ایرونیم
نمونه های طرح لباس “من ایرونی ام”
سایت من ایرونیم ، نمونه کارهای مسیح زاد است که یک طراح لباس های دست ساز با نشانه های فرهنگ ایرانی است . این لباس ها اکثرا با اشعاری از حافظ منقوش شده اند و خیلی هم زیبا طراحی شدن.
شاید درک این موضوع کمی سخت باشه که با لباسی بریم بیرون که روش فارسی نوشته شده باشه . اما وقتی نگاهی به دور و برمون بندازیم و ببینیم که خیلی ها لباس هایی با نوشت های انگلیسی تن کردن، اونوقت میشه نتیجه گرفت که این موضوع فقط جا نیفتاده و چه بهتر که ما اولین نفراتی باشیم که متفاوت لباس می پوشیم.
فرستنده : میلاد آبی ( كلوب د روز )
چهارشنبه هشتم اسفند 1386
پيروزي فولاد
تيم فوتبال فولاد خوزستان عصر روز سهشنبه در مرحله يك چهارم نهايي مسابقات فوتبال جام حذفي باشگاههاي ايران در ضربات پنالتي مقابل تيم پاس همدان به برتري رسيد.
"آگوستو ايناسيو" روز چهارشنبه در گفت وگو با خبرنگار ايرنا افزود:
پاس همدان يكي از تيمهاي خوب ليگ برتر محسوب ميشود و غلبه بر اين تيم كه از امتياز ميزباني هم برخوردار بود، باعث خرسندي من شد.
وي اضافه كرد: تيم فولاد خوزستان با اين پيروزي ارزشمند نشان داد كه توانايي قهرماني را در اين مسابقات دارد.
ايناسيو اظهارداشت: با كسب اين برد شيرين به طور حتم بازيهاي دشواري را پيش رو خواهيم داشت چرا كه تيمهاي حاضر در جام حذفي با شناخت بيشتر به مصاف ما ميروند.
وي بيان داشت: در اين بازي توانستيم با كنترل كردن ميانه ميدان، توان هجومي تيم پاس را كاهش دهيم.
ايناسيو در ادامه گفت: اين پيروزي حاصل دوندگيهاي بيامان بازيكنان و خودباوري آنان براي شكست پاس بود.
سرمربي پرتغالي فولاد خوزستان افزود: هدف تيم ما حضور موفق در هر دو عرصه جام حذفي و ليگ دسته اول باشگاههاي است.
وي اضافه كرد: بازيكنان تيم فولاد با كسب پيروزي مقابل پاس نشان دادند هنوز هم يكي از مدعيان فوتبال كشور محسوب ميشوند.
ايناسيو خاطرنشان كرد: اين پيروزي انگيزه بازيكنان را براي شكست تيم شهرداري تبريز در بازي آينده ليگ دسته اول باشگاههاي ايران دو چندان كرد.
سه شنبه هفتم اسفند 1386
موش و گربه
بخوانم از برایت داستانی که در معنای آن حیران بمانی
* * *
ای خردمند عاقل ودانا قصهی موش و گربه برخوانا
قصهی موش و گربهی مظلوم گوش کن همچو در غلطانا
از قضای فلک یکی گربه بود چون اژدها به کرمانا
شکمش طبل و سینهاش چو سپر شیر دم و پلنگ چنگانا
از غریوش به وقت غریدن شیر درنده شد هراسانا
سر هر سفره چون نهادی پای شیر از وی شدی گریزانا
روزی اندر شرابخانه شدی از برای شکار موشانا
در پس خم مینمود کمین همچو دزدی که در بیابانا
ناگهان موشکی ز دیواری جست بر خم می خروشانا
سر به خم برنهاد و می نوشید مست شد همچو شیر غرانا
گفت کو گربه تا سرش بکنم پوستش پر کنم ز کاهانا
گربه در پیش من چو سگ باشد که شود روبرو بمیدانا
گربه این را شنید و دم نزدی چنگ و دندان زدی بسوهانا
ناگهان جست و موش را بگرفت چون پلنگی شکار کوهانا
موش گفتا که من غلام توام عفو کن بر من این گناهانا
گربه گفتا دروغ کمتر گوی نخورم من فریب و مکرانا
میشنیدم هرآنچه میگفتی آروادین قحبهی مسلمانا
گربه آنموش را بکشت و بخورد سوی مسجد شدی خرامانا
دست و رو را بشست و مسح کشید ورد میخواند همچو ملانا
بار الها که توبه کردم من ندرم موش را بدندانا
بهر این خون ناحق ای خلاق من تصدق دهم دو من نانا
آنقدر لابه کرد و زاری کردی تا بحدی که گشت گریانا
موشکی بود در پس منبر زود برد این خبر بموشانا
مژدگانی که گربه تائب شد زاهد و عابد و مسلمانا
بود در مسجد آن ستوده خصال در نماز و نیاز و افغانا
این خبر چون رسید بر موشان همه گشتند شاد و خندانا
هفت موش گزیده برجستند هر یکی کدخدا و دهقانا
برگرفتند بهر گربه ز مهر هر یکی تحفههای الوانا
آن یکی شیشهی شراب به کف وان دگر برههای بریانا
آن یکی طشتکی پر از کشمش وان دگر یک طبق ز خرمانا
آن یکی ظرفی از پنیر به دست وان دگر ماست با کره نانا
آن یکی خوانچه پلو بر سر افشره آب لیمو عمانا
نزد گربه شدند آن موشان با سلام و درود و احسانا
عرض کردند با هزار ادب کای فدای رهت همه جانا
لایق خدمت تو پیشکشی کردهایم ما قبول فرمانا
گربه چون موشکان بدید بخواند رزقکم فی السماء حقانا
من گرسنه بسی بسر بردم رزقم امروز شد فراوانا
روزه بودم به روزهای دگر از برای رضای رحمانا
هرکه کار خدا کند بیقین روزیش میشود فراوانا
بعد از آن گفت پیش فرمائید قدمی چند ای رفیقانا
موشکان جمله پیش میرفتند تنشان همچو بید لرزانا
ناگهان گربه جست بر موشان چون مبارز به روز میدانا
پنج موش گزیده را بگرفت هر یکی کدخدا و ایلخانا
دو بدین چنگ و دو بدانچنگال یک به دندان چو شیر غرانا
آندو موش دگر که جان بردند زود بردند خبر به موشانا
که چه بنشستهاید ای موشان خاکتان بر سر ای جوانانا
پنج موش رئیس را بدرید گربه با چنگها و دندانا
موشکانرا از این مصیبت و غم شد لباس همه سیاهانا
خاک بر سر کنان همی گفتند ای دریغا رئیس موشانا
بعد از آن متفق شدند که ما میرویم پای تخت سلطانا
تا بشه عرض حال خویش کنیم از ستمهای خیل گربانا
شاه موشان نشسته بود به تخت دید از دور خیل موشانا
همه یکباره کردنش تعظیم کای تو شاهنشهی بدورانا
گربه کرده است ظلم بر ماها ای شهنشه اولم به قربانا
سالی یکدانه میگرفت از ما حال حرصش شده فراوانا
این زمان پنج پنج میگیرد چون شده تائب و مسلمانا
درد دل چون به شاه خود گفتند شاه فرمود کای عزیزانا
من تلافی به گربه خواهم کرد که شود داستان به دورانا
بعد یکهفته لشگری آراست سیصد و سی هزار موشانا
همه با نیزهها و تیر و کمان همه با سیفهای برانا
فوجهای پیاده از یکسو تیغها در میانه جولانا
چونکه جمع آوری لشگر شد از خراسان و رشت و گیلانا
یکه موشی وزیر لشگر بود هوشمند و دلیر و فطانا
گفت باید یکی ز ما برود نزد گربه به شهر کرمانا
یا بیا پای تخت در خدمت یا که آماده باش جنگانا
موشکی بود ایلچی ز قدیم شد روانه به شهر کرمانا
نرم نرمک به گربه حالی کرد که منم ایلچی ز شاهانا
خبر آوردهام برای شما عزم جنگ کرده شاه موشانا
یا برو پای تخت در خدمت یا که آماده باش جنگانا
گربه گفتا که موش گه خورده من نیایم برون ز کرمانا
لیکن اندر خفا تدارک کرد لشگر معظمی ز گربانا
گربههای براق شیر شکار از صفاهان و یزد و کرمانا
لشگر گربه چون مهیا شد داد فرمان به سوی میدانا
لشگر موشها ز راه کویر لشگر گربه از کهستانا
در بیابان فارس هر دو سپاه رزم دادند چون دلیرانا
جنگ مغلوبه شد در آن وادی هر طرف رستمانه جنگانا
آنقدر موش و گربه کشته شدند که نیاید حساب آسانا
حملهی سخت کرد گربه چو شیر بعد از آن زد به قلب موشانا
موشکی اسب گربه را پی کرد گربه شد سرنگون ز زینانا
الله الله فتاد در موشان که بگیرید پهلوانانا
موشکان طبل شادیانه زدند بهر فتح و ظفر فراوانا
شاه موشان بشد به فیل سوار لشگر از پیش و پس خروشانا
گربه را هر دو دست بسته بهم با کلاف و طناب و ریسمانا
شاه گفتا بدار آویزند این سگ روسیاه نادانا
گربه چون دید شاه موشانرا غیرتش شد چو دیگ جوشانا
همچو شیری نشست بر زانو کند آن ریسمان به دندانا
موشکان را گرفت و زد بزمین که شدندی به خاک یکسانا
لشگر از یکطرف فراری شد شاه از یک جهت گریزانا
از میان رفت فیل و فیل سوار مخزن تاج و تخت و ایوانا
هست این قصهی عجیب و غریب یادگار عبید زاکانا
* * *
جان من پند گیر از این قصه که شوی در زمانه شادانا
غرض از موش و گربه برخواندن مدعا فهم کن پسر جانا
دوشنبه ششم اسفند 1386
افشين قطبي" روز دوشنبه بهعنوان سرمربي تيم ملي فوتبال ايران منصوب خواهد شد؟
"افشين قطبي" روز دوشنبه بهعنوان سرمربي تيم ملي فوتبال ايران منصوب خواهد شد.
اين سايت خبري افزود، اعضاي هيات رييسه فدراسيون فوتبال ايران ((IFF فهرست كوتاهي از پنج مربي ايراني را در روزهاي شنبه و يكشنبه مورد بازبيني قرار دادند و ظاهرا افشين قطبي سرمربي تيم پرسپوليس انتخاب متفقالقول اعضاي اين هيات است.
"علي كفاشيان" رييس فدارسيون فوتبال ايران درصورتي كه توسط عليآبادي رييس سازمان تربيت بدني اين كشور كاملا حمايت شود ، امروز دوشنبه سرمربي تيم ملي فوتبال ايران را اعلام خواهد كرد.
اين فهرست كوتاه از سرمربيان داخلي ايران پس از آن تهيه شد كه مقامات فوتبال اين كشور نتوانستند با "خاوير كلمنته" سرمربي اسپانيايي به توافق برسند.
گفته ميشود اسامي "امير قلعهنويي"، "بيژن ذوالفقار نسب" و "علي دايي" نيز در اين فهرست ديده ميشود.
قطبي پس از آنكه شغل خود را بهعنوان دستيار "پيم وربيك" سرمربي سابق تيم ملي فوتبال كره جنوبي رها كرد در جولاي ۲۰۰۷به ايران آمد و سرمربيگري تيم پرسپوليس تهران را بر عهده گرفت.
قطبي در تيم ملي فوتبال كره جنوبي تحت سرمربيگري "گاس هيدينك" هلندي از دسامبر ۲۰۰۰تا جولاي ۲۰۰۲بعنوان تحليلگر فني و از اكتبر ۲۰۰۵تا جولاي ۲۰۰۶در همين تيم با "ديك ادووكات" نيز كار كرده بود.
شنبه بیستم بهمن 1386
بیوگرافی کامل بانوی آوازمهستی+عکس
در (بهمن ماه) ماه مارچ 2007 اعلام کرد که از چهار سال پیش به بیماری سرطان پیشرفته مبتلا است و غفلت در درمان آن، سبب وخامت حال وی شده است و از ایرانیان خواست تا در برابر عوامل سرطان زا و نشانه های آن هوشیارباشند. ابتلای مهستی به بیماری سرطان هنگامی منتشر شد که او در ایام نوروز به دلیل شدت بیماری اش نتوانست روی صحنه کنسرت در دوبی ظاهر شود و توسط دخترش که از لندن به دوبی آمده بود به بیمارستانی در لس آنجلس منتقل گردید. از وی حدود 35 آلبوم موسیقی از جمله : "هوای یار"، "آشفته"، "مسافر" و "گل امید"و.. به یادگار باقی مانده است
او در سال های پیش از مرگ در شهر"سنتا روزا" در شمال کالیفرنیا در آمریکا با دخترش سحر و همسرش ناصر و دو فرزند دیگرش ناتاشا و ناتالی زندگی می کرد. وی که در دو روز آخر عمرش در اغما به سر می برد روز 25 ژوئن سال 2007 در بیمارستان از میان ما رفت"...



شنبه بیستم بهمن 1386
زندگی نامه هایده از آغاز کار تا هنگام وفات
هایده در سن بیست و شش سالگی، در 1347، فعالیت حرفه ای خود را با خواندن ترانه "آزاده" اثر استادش علی تجویدی که بر روی آخرین سروده رهی معیری ساخته شده بود آغاز کرد. اجرای این اثر با ارکستر بزرگ گلها در رادیو تهران موجب شهرت هایده شد. وی پس از اجرای چندین اثر دیگر از تجویدی، از نخستین سال های دهه 1350 به خواندن ترانه های پاپ علاقه مند شد که بیشتر از ساخته های جهانبخش پازوکی، محمد حیدری و انوشیروان روحانی بودند.

هایده در آخرین ماه های زندگی اش در لوس آنجلس
موسیقی این ترانه ها اغلب از فرید زلاند، صادق نوجوکی، آندرانیک، محمد حیدری، انوشیروان روحانی و ترانه ها سروده لیلا کسری (هدیه)، اردلان سرفراز، بیژن سمندر و ... بود؛ همچنین باید از منوچهر چشم آذر نام برد که تنظیم های هنرمندانه او موجب جاودانگی ترانه هایی چون "شانه هایت را برای گریه..."، "ساقی" و "یارب" شد.

هایده و انوشیروان روحانی (ارگ) – برنامه ای در تلویزیون ملی ایران، حدود 1355

هایده، داریوش، شهرام شب پره، مری آپیک و ... در برنامه ای در هالیوود، حدود 1362/1983
هایده در آخرین شب زندگی اش در باشگاه کازابلانکا در حومه سان فرانسیسکو همراه با پرویز رحمان پناه (تار)، عبدی یمینی (کیبورد)، سیامک پویان (تمبک) و ... برنامه ای بیاد ماندنی اجرا کرد. این برنامه سه ساعت و نیمه توسط خسرو مترجمی (بنیانگذار شبکه آموزشی آی.تی.سی در کالیفرنیا) فیلمبرداری شده ولی با گذشت شانزده سال، به دلایل نامعلوم هنوز انتشار نیافته است.

آرامگاه هایده در گورستان وست وود در لس آنجلس
هایده در روز بیستم ژانویه 1990 برابر با سی دی ماه 1368 ساعاتی پس از اجرای کنسرت در سالن کازابلانکا، بر اثر سکته قلبی درگذشت. او در گورستان وست وود با حضور هزاران نفر از ایرانیان مقیم آمریکا به خاک سپرده شد. شانزده سال از درگذشت زودهنگام هایده گذشته ولی در روزگاری که عمر ترانه ها به چندماه و چند هفته رسیده، ترانه های او در میان ایرانیان همچنان دوستداران بیشماری دارد.
چهارشنبه هفدهم بهمن 1386
بيو گرافي شكيرا
|
بیوگرافی شکیرا | |
|
شکیرا ایزابل مبارک ریپل(shakira Isabel mebarak Ripoll) در روز چهارشنبه (Barranquilla) در دوم فوریه 1977 در کلمبیا به دنیا امده است منتظر عكس هاي شكيرا تو وبلاگ خودتون باشين. | |
چهارشنبه هفدهم بهمن 1386
يك حقيقت تلخ
یه نفر یه لقمه نون برای فردا نداره
یه نفر می شینه و اسکناساشو می شمره
می خواد امتحان کنه که تا داره یا نداره
یه نفر از بس بزرگه خونشون گم می شه توش
اون یکی اتاقشون واسه همه جا نداره
بابا می خواد واسه دخترش عروسک بخره
انتخابم می کنه ، پولشو اما نداره
یکی دفترش پر از نقاشی و خط خطیه
اون یکی مداد برای آب و بابا نداره
یکی ویلای کنار دریاشون قصره ولی
اون یکی حتی تو فکرش آب دریا نداره
یکی بعد مدرسه توپ چهل تیکه می خواد
مامانش میگه اینا گرونه اینجا نداره
یه نفر تولدش مهمونیه ،همه میان
یکی تقویم واسه خط زدن رو روزا نداره
یکی هر هفته یه روز پزشکشون میاد خونش
یکی داره می میره ، خرج مداوا نداره
یکی انشاشو می ده توی خونه صحیح کنن
یکی از بر شده درد و ، دیگه انشا نداره
یه نفر می ارزه امضاش به هزار تا عالمی
یکی بعد عمری رنج و زحمت امضا نداره
تو کلاس صحبت چیزی می شه که همه دارن
یکی می پرسه آخه چرا مال ما نداره
یکی دوس داره که کارتون ببینه اما کجا
یکی انقد دیده که میل تماشا نداره
یکی از واحدای بالای برجشون می گه
یکی اما خونشون اتاق بالا نداره
یکی جای خاله بازی کلاس شنا می ره
یکی چیزی واسه نقاشی ابرا نداره
یکی پول نداره تا دو روز به شهرشون بره
یکی طاقت واسه ی صدور ویزا نداره
یکی فکر آخرین رژیمای غذاییه
یکی از بس که نخورده شب و روز نا نداره
یکی از بس شومینه گرمه می افته از نفس
یکی هم برای گرمای دساش ها نداره
دخترک می گه خدا چرا ما .... مادرش می گه
عوضش دخترکم ، او خونه لیلا نداره
یه نفر تمام روزاش پر رنج و سختیه
هیچ روزیش فرقی با روزای مبادا نداره
یکی آزمایش نوشتن واسش ،اما نمی ره
می گه نزدیکیای ما آزمایشگا نداره
بچه ای که تو چراغ قرمزا می فروشه گل و
مگه درس و مشق و شور و شوق و رؤیا نداره
یه نفر تمام روزا و شباش طولانیه
پس دیگه نیازی به شبای یلدا نداره
یاد اون حقیقت کلاس اول افتادم
دارا خیلی چیزا داره ولی سارا نداره
راستی اسمو واسه لمس بهتر قصه می گم
ملیکا چه چیزایی داره که رعنا نداره ؟
بعضی قلبا ولی دنیایی واسه خودش داره
یه چیزایی داره توش که توی دنیا نداره
همیشه تو دنیا کلی فرق بین آدما
این یه قانون شده و دیروز و حالا نداره
خدا به هر کسی هر چیزی دلش می خواد بده
همه چی دست اونه ،ربطی به شعرا نداره
آدما از یه جا اومدن ، همه می رن یه جا
اون جا فرقی میون فقیر و دارا نداره
کاش یه روزی بشه که دیگه نشه جمله ای ساخت
با نمی شه ، با نمی خوام ،با نشد ، با نداره










