تبليغاتX
لینکهای دانلود عکس- فیلم- برنامه

سه شنبه بیستم فروردین 1387

من ایرونیم

نمونه های طرح لباس “من ایرونی ام”

 

 

سایت من ایرونیم ، نمونه کارهای مسیح زاد است که یک طراح لباس های دست ساز با نشانه های فرهنگ ایرانی است . این لباس ها اکثرا با اشعاری از حافظ منقوش شده اند و خیلی هم زیبا طراحی شدن.
شاید درک این موضوع کمی سخت باشه که با لباسی بریم بیرون که روش فارسی نوشته شده باشه . اما وقتی نگاهی به دور و برمون بندازیم و ببینیم که خیلی ها لباس هایی با نوشت های انگلیسی تن کردن، اونوقت میشه نتیجه گرفت که این موضوع فقط جا نیفتاده و چه بهتر که ما اولین نفراتی باشیم که متفاوت لباس می پوشیم.

 

 

 

 

 

 

 

فرستنده : میلاد آبی ( كلوب د روز )

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط آرين در 14:9 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هشتم اسفند 1386

پيروزي فولاد

سرمربي تيم فوتبال فولاد خوزستان گفت: پيروزي بر تيم پاس همدان در رقابت‌هاي فوتبال جام حذفي باشگاه‌هاي ايران افتخار بزرگي براي اين تيم محسوب مي‌شود.

تيم فوتبال فولاد خوزستان عصر روز سه‌شنبه در مرحله يك چهارم نهايي مسابقات فوتبال جام حذفي باشگاه‌هاي ايران در ضربات پنالتي مقابل تيم پاس همدان به برتري رسيد.

"آگوستو ايناسيو" روز چهارشنبه در گفت وگو با خبرنگار ايرنا افزود:
پاس همدان يكي از تيم‌هاي خوب ليگ برتر محسوب مي‌شود و غلبه بر اين تيم كه از امتياز ميزباني هم برخوردار بود، باعث خرسندي من شد.

وي اضافه كرد: تيم فولاد خوزستان با اين پيروزي ارزشمند نشان داد كه توانايي قهرماني را در اين مسابقات دارد.

ايناسيو اظهارداشت: با كسب اين برد شيرين به طور حتم بازي‌هاي دشواري را پيش رو خواهيم داشت چرا كه تيم‌هاي حاضر در جام حذفي با شناخت بيشتر به مصاف ما مي‌روند.

وي بيان داشت: در اين بازي توانستيم با كنترل كردن ميانه ميدان، توان هجومي تيم پاس را كاهش دهيم.

ايناسيو در ادامه گفت: اين پيروزي حاصل دوندگي‌هاي بي‌امان بازيكنان و خودباوري آنان براي شكست پاس بود.

سرمربي پرتغالي فولاد خوزستان افزود: هدف تيم ما حضور موفق در هر دو عرصه جام حذفي و ليگ دسته اول باشگاه‌هاي است.

وي اضافه كرد: بازيكنان تيم فولاد با كسب پيروزي مقابل پاس نشان دادند هنوز هم يكي از مدعيان فوتبال كشور محسوب مي‌شوند.

ايناسيو خاطرنشان كرد: اين پيروزي انگيزه بازيكنان را براي شكست تيم شهرداري تبريز در بازي آينده ليگ دسته اول باشگاه‌هاي ايران دو چندان كرد.

نوشته شده توسط آرين در 15:29 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هفتم اسفند 1386

موش و گربه

اگر داری تو عقل و دانش و هوش بیا بشنو حدیث گربه و موش
بخوانم از برایت داستانی که در معنای آن حیران بمانی
* * *
ای خردمند عاقل ودانا قصه‌ی موش و گربه برخوانا
قصه‌ی موش و گربه‌ی مظلوم گوش کن همچو در غلطانا
از قضای فلک یکی گربه بود چون اژدها به کرمانا
شکمش طبل و سینه‌اش چو سپر شیر دم و پلنگ چنگانا
از غریوش به وقت غریدن شیر درنده شد هراسانا
سر هر سفره چون نهادی پای شیر از وی شدی گریزانا
روزی اندر شرابخانه شدی از برای شکار موشانا
در پس خم می‌نمود کمین همچو دزدی که در بیابانا
ناگهان موشکی ز دیواری جست بر خم می خروشانا
سر به خم برنهاد و می نوشید مست شد همچو شیر غرانا
گفت کو گربه تا سرش بکنم پوستش پر کنم ز کاهانا
گربه در پیش من چو سگ باشد که شود روبرو بمیدانا
گربه این را شنید و دم نزدی چنگ و دندان زدی بسوهانا
ناگهان جست و موش را بگرفت چون پلنگی شکار کوهانا
موش گفتا که من غلام توام عفو کن بر من این گناهانا
گربه گفتا دروغ کمتر گوی نخورم من فریب و مکرانا
میشنیدم هرآنچه میگفتی آروادین قحبه‌ی مسلمانا
گربه آنموش را بکشت و بخورد سوی مسجد شدی خرامانا

دست و رو را بشست و مسح کشید ورد میخواند همچو ملانا
بار الها که توبه کردم من ندرم موش را بدندانا
بهر این خون ناحق ای خلاق من تصدق دهم دو من نانا
آنقدر لابه کرد و زاری کردی تا بحدی که گشت گریانا
موشکی بود در پس منبر زود برد این خبر بموشانا
مژدگانی که گربه تائب شد زاهد و عابد و مسلمانا
بود در مسجد آن ستوده خصال در نماز و نیاز و افغانا
این خبر چون رسید بر موشان همه گشتند شاد و خندانا
هفت موش گزیده برجستند هر یکی کدخدا و دهقانا
برگرفتند بهر گربه ز مهر هر یکی تحفه‌های الوانا
آن یکی شیشه‌ی شراب به کف وان دگر بره‌های بریانا
آن یکی طشتکی پر از کشمش وان دگر یک طبق ز خرمانا
آن یکی ظرفی از پنیر به دست وان دگر ماست با کره نانا
آن یکی خوانچه پلو بر سر افشره آب لیمو عمانا
نزد گربه شدند آن موشان با سلام و درود و احسانا
عرض کردند با هزار ادب کای فدای رهت همه جانا
لایق خدمت تو پیشکشی کرده‌ایم ما قبول فرمانا
گربه چون موشکان بدید بخواند رزقکم فی السماء حقانا
من گرسنه بسی بسر بردم رزقم امروز شد فراوانا
روزه بودم به روزهای دگر از برای رضای رحمانا

هرکه کار خدا کند بیقین روزیش میشود فراوانا
بعد از آن گفت پیش فرمائید قدمی چند ای رفیقانا
موشکان جمله پیش میرفتند تنشان همچو بید لرزانا
ناگهان گربه جست بر موشان چون مبارز به روز میدانا
پنج موش گزیده را بگرفت هر یکی کدخدا و ایلخانا
دو بدین چنگ و دو بدانچنگال یک به دندان چو شیر غرانا
آندو موش دگر که جان بردند زود بردند خبر به موشانا
که چه بنشسته‌اید ای موشان خاکتان بر سر ای جوانانا
پنج موش رئیس را بدرید گربه با چنگها و دندانا
موشکانرا از این مصیبت و غم شد لباس همه سیاهانا
خاک بر سر کنان همی گفتند ای دریغا رئیس موشانا
بعد از آن متفق شدند که ما می‌رویم پای تخت سلطانا
تا بشه عرض حال خویش کنیم از ستم‌های خیل گربانا
شاه موشان نشسته بود به تخت دید از دور خیل موشانا
همه یکباره کردنش تعظیم کای تو شاهنشهی بدورانا
گربه کرده است ظلم بر ماها ای شهنشه اولم به قربانا
سالی یکدانه میگرفت از ما حال حرصش شده فراوانا
این زمان پنج پنج میگیرد چون شده تائب و مسلمانا
درد دل چون به شاه خود گفتند شاه فرمود کای عزیزانا
من تلافی به گربه خواهم کرد که شود داستان به دورانا

بعد یکهفته لشگری آراست سیصد و سی هزار موشانا
همه با نیزه‌ها و تیر و کمان همه با سیف‌های برانا
فوج‌های پیاده از یکسو تیغ‌ها در میانه جولانا
چونکه جمع آوری لشگر شد از خراسان و رشت و گیلانا
یکه موشی وزیر لشگر بود هوشمند و دلیر و فطانا
گفت باید یکی ز ما برود نزد گربه به شهر کرمانا
یا بیا پای تخت در خدمت یا که آماده باش جنگانا
موشکی بود ایلچی ز قدیم شد روانه به شهر کرمانا
نرم نرمک به گربه حالی کرد که منم ایلچی ز شاهانا
خبر آورده‌ام برای شما عزم جنگ کرده شاه موشانا
یا برو پای تخت در خدمت یا که آماده باش جنگانا
گربه گفتا که موش گه خورده من نیایم برون ز کرمانا
لیکن اندر خفا تدارک کرد لشگر معظمی ز گربانا
گربه‌های براق شیر شکار از صفاهان و یزد و کرمانا
لشگر گربه چون مهیا شد داد فرمان به سوی میدانا
لشگر موشها ز راه کویر لشگر گربه از کهستانا
در بیابان فارس هر دو سپاه رزم دادند چون دلیرانا
جنگ مغلوبه شد در آن وادی هر طرف رستمانه جنگانا
آنقدر موش و گربه کشته شدند که نیاید حساب آسانا
حمله‌ی سخت کرد گربه چو شیر بعد از آن زد به قلب موشانا

موشکی اسب گربه را پی کرد گربه شد سرنگون ز زینانا
الله الله فتاد در موشان که بگیرید پهلوانانا
موشکان طبل شادیانه زدند بهر فتح و ظفر فراوانا
شاه موشان بشد به فیل سوار لشگر از پیش و پس خروشانا
گربه را هر دو دست بسته بهم با کلاف و طناب و ریسمانا
شاه گفتا بدار آویزند این سگ روسیاه نادانا
گربه چون دید شاه موشانرا غیرتش شد چو دیگ جوشانا
همچو شیری نشست بر زانو کند آن ریسمان به دندانا
موشکان را گرفت و زد بزمین که شدندی به خاک یکسانا
لشگر از یکطرف فراری شد شاه از یک جهت گریزانا
از میان رفت فیل و فیل سوار مخزن تاج و تخت و ایوانا
هست این قصه‌ی عجیب و غریب یادگار عبید زاکانا
* * *
جان من پند گیر از این قصه که شوی در زمانه شادانا
غرض از موش و گربه برخواندن مدعا فهم کن پسر جانا
نوشته شده توسط آرين در 13:51 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه ششم اسفند 1386

افشين قطبي" روز دوشنبه به‌عنوان سرمربي تيم ملي فوتبال ايران منصوب خواهد شد؟

سايت گل به نقل از منابع نزديك به فدراسيون فوتبال ايران گزارش داد:
"افشين قطبي" روز دوشنبه به‌عنوان سرمربي تيم ملي فوتبال ايران منصوب خواهد شد.

اين سايت خبري افزود، اعضاي هيات رييسه فدراسيون فوتبال ايران (‪(IFF‬ فهرست كوتاهي از پنج مربي ايراني را در روزهاي شنبه و يكشنبه مورد بازبيني قرار دادند و ظاهرا افشين قطبي سرمربي تيم پرسپوليس انتخاب متفق‌القول اعضاي اين هيات است.

"علي كفاشيان" رييس فدارسيون فوتبال ايران درصورتي كه توسط علي‌آبادي رييس سازمان تربيت بدني اين كشور كاملا حمايت شود ، امروز دوشنبه سرمربي تيم ملي فوتبال ايران را اعلام خواهد كرد.

اين فهرست كوتاه از سرمربيان داخلي ايران پس از آن تهيه شد كه مقامات فوتبال اين كشور نتوانستند با "خاوير كلمنته" سرمربي اسپانيايي به توافق برسند.

گفته مي‌شود اسامي "امير قلعه‌نويي"، "بيژن ذوالفقار نسب" و "علي دايي" نيز در اين فهرست ديده مي‌شود.

قطبي پس از آنكه شغل خود را به‌عنوان دستيار "پيم وربيك" سرمربي سابق تيم ملي فوتبال كره جنوبي رها كرد در جولاي ‪ ۲۰۰۷‬به ايران آمد و سرمربيگري تيم پرسپوليس تهران را بر عهده گرفت.

قطبي در تيم ملي فوتبال كره جنوبي تحت سرمربيگري "گاس هيدينك" هلندي از دسامبر ‪ ۲۰۰۰‬تا جولاي ‪ ۲۰۰۲‬بعنوان تحليل‌گر فني و از اكتبر ‪ ۲۰۰۵‬تا جولاي ‪ ۲۰۰۶‬در همين تيم با "ديك ادووكات" نيز كار كرده بود.

نوشته شده توسط آرين در 10:26 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیستم بهمن 1386

بیوگرافی کامل بانوی آوازمهستی+عکس

مهستی (خدیجه دده بالا) در25 آبان سال 1946(1325) متولد شد. کار خود را در برنامه معروف گل های رنگارنگ رادیو ملی ایران با آهنگ "آنکه دلم را برده خدایا" آغاز کرد. استعدادش برای خوانندگی توسط پرویز یاحقی، یکی از مشهورترین موسیقیدان های ایران، کشف شد. در دهه چهل پخش آوازهای نخستین او در مجموعه گلهای رنگارنگ  از رادیو ملی ایران، اعتبار هنری وی شد و او یکی از خوانندگان محبوب مردم گردید و سپس راه را برای ورود خواهر بزرگترش، هایده به عالم هنر خوانندگی باز کرد.گفته می شود که هایده، خواهرمهستی5سال کار خودرازودتر آغاز کرد. در طول 35 سال کار خوانندگی،  مهستیآهنگ های ماندگار بسیاری اجرا کرد.مهستی تاثیر زیادی در موسیقی  ایران با ارزش و بخشی از سرمایه موسیقی سنتی ایران محسوب می شود. پس از انقلاب، به بریتانیا رفت و بعد از چند سال بالاخره به آمریکا مهاجرت کرد. در سال 2005 آکادمی جهانی هنر، ادبیات و نیز رسانه های بسیاری برای 35 سال فعالیت در زمینه موسیقی سنتی و پاپ ایران از هنر او تقدیر به عمل آوردند
در (بهمن ماه) ماه مارچ 2007 اعلام کرد که از چهار سال پیش به بیماری سرطان پیشرفته مبتلا است و غفلت در درمان آن، سبب وخامت حال وی شده است و از ایرانیان خواست تا در برابر عوامل سرطان زا و نشانه های آن هوشیارباشند. ابتلای مهستی به بیماری سرطان هنگامی منتشر شد که او در ایام نوروز به دلیل شدت بیماری اش نتوانست روی صحنه کنسرت در دوبی ظاهر شود و توسط دخترش که از لندن به دوبی آمده بود به بیمارستانی در لس آنجلس منتقل گردید. از وی حدود 35 آلبوم موسیقی از جمله : "هوای یار"، "آشفته"، "مسافر" و "گل امید"و..  به یادگار باقی مانده است
او در سال های پیش از مرگ در شهر"سنتا روزا" در شمال کالیفرنیا در آمریکا با دخترش سحر و همسرش ناصر و دو فرزند دیگرش ناتاشا و ناتالی زندگی می کرد. وی که در دو روز آخر عمرش در اغما به سر می برد روز 25 ژوئن سال 2007 در بیمارستان از میان ما رفت"...





www.hamtaraneh.com

www.hamtaraneh.com

www.hamtaraneh.com

www.hamtaraneh.com

 

www.hamtaraneh.com


نوشته شده توسط آرين در 11:32 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیستم بهمن 1386

زندگی نامه هایده از آغاز کار تا هنگام وفات

اگه دلتون میخاد باز هم از این جور مطالب براتون بذارم" باید نظر بدین.

هایده در سن بیست و شش سالگی، در  1347، فعالیت حرفه ای خود را با خواندن ترانه "آزاده" اثر استادش علی تجویدی که بر روی آخرین سروده رهی معیری ساخته شده بود آغاز کرد. اجرای این اثر با ارکستر بزرگ گلها در رادیو تهران موجب شهرت هایده شد. وی پس از اجرای چندین اثر دیگر از تجویدی، از نخستین سال های دهه  1350  به خواندن ترانه های پاپ علاقه مند شد که بیشتر از ساخته های جهانبخش پازوکی، محمد حیدری و انوشیروان روحانی بودند.

Image hosting by TinyPic
هایده در آخرین ماه های زندگی اش در لوس آنجلس

   ترانه هایی چون "نوروز آمد"، "سوغاتی" و "گل سنگ" از معروف ترین ترانه های هایده در آن دوران است. وی چندی پیش از پیروزی انقلاب راهی لندن شد و از  1361  در لس آنجلس به فعالیت ادامه داد. اجرای ترانه های نوستالژیکی که گویای حال ایرانیان از ایران گریخته و حتی ایرانیان مقیم داخل بود هایده را بیش از پیش محبوب ساخت.
   موسیقی این ترانه ها اغلب از فرید زلاند، صادق نوجوکی، آندرانیک، محمد حیدری، انوشیروان روحانی و ترانه ها سروده لیلا کسری (هدیه)، اردلان سرفراز، بیژن سمندر و ... بود؛ همچنین باید از منوچهر چشم آذر نام برد که تنظیم های هنرمندانه او موجب جاودانگی ترانه هایی چون "شانه هایت را برای گریه..."، "ساقی" و "یارب" شد.

   

Image hosting by TinyPic
هایده و انوشیروان روحانی (ارگ) – برنامه ای در تلویزیون ملی ایران، حدود  1355

    از کنسرت های موفق هایده در خارج از ایران می توان به کنسرت  1982  با گروه سازهای ایرانی (به سرپرستی منوچهر صادقی) در دانشگاه یو.سی.ال.ای در کالیفرنیا، کنسرت های  1984  و  1986  در آلبرت هال (به رهبری فرنوش بهزاد) در لندن و کنسرت  1986  در موزیک هاله (هامبورگ) اشاره کرد.
    پروفسور اریک نخجوانی درباره صدای هایده در دانشنامه ایرانیکا (Encyclopedia Iranica) می نویسد: "تلفیق قدرت حنجره و مهارت در تکنیک های آوازی، به صدای کنترآلتوی او جنس و طنینی نادر برای اجرای آواز داده بود. از آن گذشته، حس قوی او در زمان بندی موسیقایی، داشتن ریتم روان در اجرا و بیان شاعرانه و موثر موسیقایی، به او این امکان را داد تا هر ترانه ای را که می خواند به شکلی تاثیرگذار اجرا کند..."

Image hosting by TinyPic
هایده، داریوش، شهرام شب پره، مری آپیک و ... در برنامه ای در هالیوود، حدود  1362/1983

بیشتر ترانه های هایده به همت منوچهر بی بیان بنیانگذار و تهیه کننده برنامه های تلویزیون جام جم در لس آنجلس به صورت نماهنگ (موزیک-ویدئو) در آمد که بخشی از آنها در سال  2003  به صورت غیرقانونی توسط یکی از کمپانی های ایرانی در لس آنجلس به صورت دی.وی.دی و طبعاً با کیفیتی نه چندان مطلوب انتشار یافت.

هایده در آخرین شب زندگی اش در باشگاه کازابلانکا در حومه سان فرانسیسکو همراه با پرویز رحمان پناه (تار)، عبدی یمینی (کیبورد)، سیامک پویان (تمبک) و ... برنامه ای بیاد ماندنی اجرا کرد. این برنامه سه ساعت و نیمه توسط خسرو مترجمی (بنیانگذار شبکه آموزشی آی.تی.سی در کالیفرنیا) فیلمبرداری شده ولی با گذشت شانزده سال، به دلایل نامعلوم هنوز انتشار نیافته است.

Image hosting by TinyPic
آرامگاه هایده در گورستان وست وود در لس آنجلس

هایده در آخرین ماه های عمر خود مشغول ضبط یک آلبوم از ترانه های شاد از آثار جهانبخش پازوکی و حسین واثقی بود و در حالی که قراردادی نیز با سعید دیهیمی (نوازنده پیانو) که سابقاً ترانه بیاد ماندنی "نامه" را برایش ساخته بود داشت راهی سانفرانسیسکو شد؛ سفری که دیگر بازگشتی نداشت...

هایده در روز بیستم ژانویه  1990  برابر با سی دی ماه  1368  ساعاتی پس از اجرای کنسرت در سالن کازابلانکا، بر اثر سکته قلبی درگذشت. او در گورستان وست وود با حضور هزاران نفر از ایرانیان مقیم آمریکا به خاک سپرده شد. شانزده سال از درگذشت زودهنگام هایده گذشته ولی در روزگاری که عمر ترانه ها به چندماه و چند هفته رسیده، ترانه های او در میان ایرانیان همچنان دوستداران بیشماری دارد.
نوشته شده توسط آرين در 11:23 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هفدهم بهمن 1386

بيو گرافي شكيرا

بیوگرافی شکیرا

شکیرا ایزابل مبارک ریپل(shakira Isabel mebarak Ripoll)

در روز چهارشنبه (Barranquilla) در دوم فوریه 1977 در کلمبیا به دنیا امده است
شکیرا در یک خانواده فقیر متولد شده، پدرش جواهر ساز و نویسنده است، در دوران مدرسه عضو گروه کر مدرسه بوده و به خاطر اینکه خیلی بلند وقوی می خونده از گروه اخراج شده. اون با آلبوم
Magia که در 13سالگی خونده بود تونست برای فستیوال OTI اسپانیا انتخاب بشه، اما به دلیل سن کمش، بهش اجازه شرکت در فستیوال رو ندادند، که بعد از اون با آلبوم Peligro تونست انتقام سختی ازشون بگیره.  یکبار هم توسط دولت کلمبیا مورد تقدیر قرار گرفته و تونسته مجوز ملاقات رسمی با پاپ رو در واتیکان به دست بیاره. معنی اسمش رو هم که حتماً خودتون اطلاع دارید، شکیرا (بر وزن فعیلا) در زبان عربی به معنی "زیبا و خوش اندام". در ضمن اون علاوه بر زبان مادریش یعنی لاتین،به زبان های اسپانیایی و انگلیسی کاملاً مسلطه و با زبانهای عربی- ایتالیایی و حتی فارسی!!! آشنایی داره.
 
شکیرا ازهمان دوران بچگی به موسیقی و سرودن شعر علاقه زیادی داشت به طوری که در هشت سالگی اولین شعرخود را سرود ودر یازده سالگی گیتار نواخت.

در سیزده سالگی برای انتشار البوم جادو (
magia) که شامل ترانه هایی بود که او در سنین هشت تا سیزده سالگی سروده بود قرار دادی با شرکت (sony musik Colombia
) امضاء کرد.
 او پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان تصمیم گرفت زندگی خود را وقف موسیقی کند به این ترتیب چندی بعد البوم دوم خود (peligro) یاهمان خطر(danger) را ضبط کرد.
پس از این البوم(
pies descalzos)یاهمان پاهای برهنه (bare feet) را به بازار عرضه کرد. این البوم نقطه عطفی در زندگی هنری شکیرا بود. به جرات می توان گفت که این البوم با فروش چهار میلیون کپی درهشت کشور جهان نام شکیرا را به عنوان یک خواننده و اهنگساز توانای (pop-rock)بر سر زبان ها انداخت و بدین ترتیب بود که البوم بعدی او (donde estan los ladrones) به بازار های امریکا راه یافت.
شکیرا در جایی درباره نوع موسیقی خود می گوید من اگر چه یک کلمبیایی بودم ولی به گروه هایی نظیر
led zeppelin the care---the police---the beatles وnirvana علاقه داشتم و با وجود این علاقه زیادی به موسیقی rock داشتم به علت اینکه اصلیتی لبنانی دارم به موسیقی عربی نیز علاقه پیدا کردم و در واقع اهنگ هایی که من می سازم ترکیبی از موسیقی(pop-rock وعربی) است.
اولین البوم شکیرا به زبان انگلیسی(
laundry service) سرویس لباسشویی است که در سال 2001 به بازار امد.در ابتدا او خود علاقه زیادی به خواندن به زبان انگلیسی را نداشت اگر چه به اندازه کافی به این زبان تسلط داشت اما ترجیح می داد تا اسپانیایی بخواند.تا زمانی که او با امیلیو وگلوریا استفان همکاری می کرد این دو نفر او را قانع کردند تا به زبان انگلیسی نیز بخواند. و از این رو او اولین اهنگ خود را به زبان انگلیسی نوشت که این ترانه با نام اعتراض (objectron) در البوم سرویس لباسشویی جای گرفت.
جدید ترین البوم شکیرا که به بازار امده است وقرار است به بازار راه یابد در سال 2005با نام های (
fijacion oral vol 1) به زبان اسپانیایی است که به بازار امده است والبوم(oral fixation 2)که به زبان انگلیسی است وقرار است به زودی به بازار راه یابد.البوم (fijacion oral vol 1)در سه هفته اول به فروش 1800000رسید که من امید وارم که البوم (oral fixation 2) به زبان انگلیسی که قرار است(November 28 and 29 یا همان 8و7ماه اذر)به بازار راه یابد.

منتظر عكس هاي شكيرا تو وبلاگ خودتون باشين.

نوشته شده توسط آرين در 15:14 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هفدهم بهمن 1386

باز هم آنجلينا

 
 
نوشته شده توسط آرين در 15:7 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هفدهم بهمن 1386

عكس هاي باحال از آنجلينا

angieanim2.gif      angie_cannes.gifangieanim2.gif      angie_cannes.gifangieanim2.gif      angie_cannes.gifangieanim2.gif      angie_cannes.gifangelina-jolie-brad-pitt-family.jpg  Angelina+Jolie_669_17897925_0_0_7823_300.jpgangelina_jolie_wax.jpgHB0KMuma_Pxgen_r_311xA.jpgBoatingfamilyfront.jpg
نوشته شده توسط آرين در 14:59 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هفدهم بهمن 1386

يك حقيقت تلخ

یه نفر خوابش میاد و واسه ی خواب جا نداره
یه نفر یه لقمه نون برای فردا نداره
یه نفر می شینه و اسکناساشو می شمره
می خواد امتحان کنه که تا داره یا نداره
یه نفر از بس بزرگه خونشون گم می شه توش
اون یکی اتاقشون واسه همه جا نداره
بابا می خواد واسه دخترش عروسک بخره
انتخابم می کنه ، پولشو اما نداره
یکی دفترش پر از نقاشی و خط خطیه
اون یکی مداد برای آب و بابا نداره
یکی ویلای کنار دریاشون قصره ولی
اون یکی حتی تو فکرش آب دریا نداره
یکی بعد مدرسه توپ چهل تیکه می خواد
مامانش میگه اینا گرونه اینجا نداره
یه نفر تولدش مهمونیه ،‌همه میان
یکی تقویم واسه خط زدن رو روزا نداره
یکی هر هفته یه روز پزشکشون میاد خونش
یکی داره می میره ، خرج مداوا نداره
یکی انشاشو می ده توی خونه صحیح کنن
یکی از بر شده درد و ، دیگه انشا نداره
یه نفر می ارزه امضاش به هزار تا عالمی
یکی بعد عمری رنج و زحمت امضا نداره
تو کلاس صحبت چیزی می شه که همه دارن
یکی می پرسه آخه چرا مال ما نداره
یکی دوس داره که کارتون ببینه اما کجا
یکی انقد دیده که میل تماشا نداره
یکی از واحدای بالای برجشون می گه
یکی اما خونشون اتاق بالا نداره
یکی جای خاله بازی کلاس شنا می ره
یکی چیزی واسه نقاشی ابرا نداره
یکی پول نداره تا دو روز به شهرشون بره
یکی طاقت واسه ی صدور ویزا نداره
یکی فکر آخرین رژیمای غذاییه
یکی از بس که نخورده شب و روز نا نداره
یکی از بس شومینه گرمه می افته از نفس
یکی هم برای گرمای دساش ها نداره
دخترک می گه خدا چرا ما .... مادرش می گه
عوضش دخترکم ، او خونه لیلا نداره
یه نفر تمام روزاش پر رنج و سختیه
هیچ روزیش فرقی با روزای مبادا نداره
یکی آزمایش نوشتن واسش ،‌اما نمی ره
می گه نزدیکیای ما آزمایشگا نداره
بچه ای که تو چراغ قرمزا می فروشه گل و
مگه درس و مشق و شور و شوق و رؤیا نداره
یه نفر تمام روزا و شباش طولانیه
پس دیگه نیازی به شبای یلدا نداره
یاد اون حقیقت کلاس اول افتادم
دارا خیلی چیزا داره ولی سارا نداره
راستی اسمو واسه لمس بهتر قصه می گم
ملیکا چه چیزایی داره که رعنا نداره ؟
بعضی قلبا ولی دنیایی واسه خودش داره
یه چیزایی داره توش که توی دنیا نداره
همیشه تو دنیا کلی فرق بین آدما
این یه قانون شده و دیروز و حالا نداره
خدا به هر کسی هر چیزی دلش می خواد بده
همه چی دست اونه ،‌ربطی به شعرا نداره
آدما از یه جا اومدن ، همه می رن یه جا
اون جا فرقی میون فقیر و دارا نداره
کاش یه روزی بشه که دیگه نشه جمله ای ساخت
با نمی شه ، با نمی خوام ،‌با نشد ، با نداره
نوشته شده توسط آرين در 13:50 |  لینک ثابت   •